شاید من و شما تجدید حیات نکنیم
ولی در زندگی دوباره طبیعت نمی توانیم شک کنیم
البته به شرط اینکه تهران نباشیم و اطرافمان طبیعتی مانده باشد
.
دیشب یه قاصدک نمی دونم از کدوم درز خودش رو داخل آشزخونه کشیده بود، یک دنیا حس و زندگی با خودش آورده بود
.
چندباری به ویلاگتون سر زدم که شبیه بسته و مسدود و اینها بود
امروز سری به فوتوبلاگ زدم و در کمال تعجب دیدم فیلتر نیست، امیدوارم همینجور بمونه
کامنت شما که مترو شوار نشدین! دوباره اینجا کشوندم
مرسی از توجهتون
شاید من و شما تجدید حیات نکنیم
ولی در زندگی دوباره طبیعت نمی توانیم شک کنیم
البته به شرط اینکه تهران نباشیم و اطرافمان طبیعتی مانده باشد
.
دیشب یه قاصدک نمی دونم از کدوم درز خودش رو داخل آشزخونه کشیده بود، یک دنیا حس و زندگی با خودش آورده بود
.
چندباری به ویلاگتون سر زدم که شبیه بسته و مسدود و اینها بود
امروز سری به فوتوبلاگ زدم و در کمال تعجب دیدم فیلتر نیست، امیدوارم همینجور بمونه
کامنت شما که مترو شوار نشدین! دوباره اینجا کشوندم
مرسی از توجهتون
ZoHrE
آوریل 24, 2010 در 10:04
من از عکس هات لذت می برم و شاید چون خیابانیه شاید چون راحتن تصویر های واقعی هستند با همه زشتی و زیبایی شون
سعید
آوریل 24, 2010 در 10:12
چه حاصل از ستایش بهار
وقتی که گل ها
بیشتر به زندگی امیدوارمان می کنند
یه تنکا از فکر کنک ایزو می شی کیبو
علی خ
آوریل 24, 2010 در 22:14
کجاش دروغه؟
مصطفی موسوی
آوریل 24, 2010 در 22:40
یاد اون شعر قشنگ افتادم
گمونم قیصر امین پور؟
صدا
آوریل 25, 2010 در 19:28