سر کوچه(دسترسي به راحتي مقدور نيست)

به sr82.wordpress نقل مکان کردم

23درجه

با 13 دیدگاه

یکسری انسان تو خیابان مردن با گلوله بخاطر رای حق ازادی زندگی اره بخاطر زندگی مردن هر تغییر بهای خودش رو داره و اگر تو پرداخت نکنی اون میگیره وقتی مجبور باشی تغییر کنی پس حتی برای اصلاحات هم بها باید داد خون باید داد؟ ما نمی خواستیم بدین واقعا می خواستین خون بدین؟اصلا باور کرده بودین چه اتفاقی داره میفته؟ باور کرده بودین که در همین نزدیکیست؟ خوب ولی شما تغییر می خواستین و باید بها می دادین اره خیلی سخته دیدن مرگ انسانهای بی گناه شکنجه جوان هایی که دوست بودن یا می تونستند دوستت باشند باتوم زندان همه و همه اینها بهاست پیشکشی به راه زندگی

 

حالا اون روز ها گذشته و شما بوی خون رو شنیدین رنگ سزخش رو صدای شکنجه فریاد های تجاوز رو احساس کردی نزدیکه در همین نزدیکی

ببین کسی پشت کامپیوتر شخصی اش انقلاب نکرده کسی تا حالا ندیده یک تیم فوتبال با تک روی ببره تیم باید تیم باشه

 داد می زدید هر فرد یک ستاد پس بر سر هماهنگی تیم بودن اتحاد چه امد صداتون چرا تو تاکسی تو اتوبوس تو تاکسی شنیده نمیشه اخ یادم نبود که داری تو ای پادت داری اهنگ جان لنون گوش می کنی حالا دیگه نیروی سبزتون کجا رفته ؟؟

روز کارگر و داد میزنی یاد حقوق کار گر سختی زندگیش افتادی بابا بی خیال شوخی نکن دیدین اون چیز ها وحشتناکه مرگ شکنجه زندان حالا باید یکسری دیگه رو بفرستین جلو دنبال گوشت قربانی هستین که به کارگر ها گیر دادین کی بهتر از اونها شما ای پاد داری ولی شاید اون ندونه ای پاد چی هست اون چیز های کمتری نسبت به شما برای از دست دادن داره پس بهتره اون بیفته جلو وشما هولش بدید

و شما پشت کامپیوترتون شعار بدید بی خطر در حاشیه یک امنیت

نه به من میخوره نه به تو وقتی داری ایران زمین رو بالا پایین می کنیم وقتی از تو ماشین با هم تلفن ردو بدل می کنیم وقتی ای پاد گوش می کنیم وقتی لباس هات یه بوتیکه ما حق نداریم در مورد کارگرها حرف بزنیم وقتی تو فیس بوک داریم خاله زنک بازی در میاریم وقتی تو وبلاگ دری وری می نویسم

عجب هیجانی داره فریاد به زبان انسانهای اولیه با سنگ و تخریب ما بد حرف زدیم یا اونها نشنیدن حالا داریم خیابانی میشیم به خیابان خوش اومدین تا حالا ندیده بودین از مرگ باکره بودین باتوم پرده هاشو درید با گلوله با دعوا گله ای

از پشت کامپیوتر کسی اصلاح نکرده اصلاحات تو خیابان باید انجام بشه و بهای این تغییرا ت رو باید نقد داد باید بیاین تو خیابون باید بدونی که میمیری باید بدون یک با یک برابر است تو به حقوق کارگر چه کار داری اگه کار داری برو شونه به شونه اش حقش رو کمک کن بگیره نه اینکه سوار دوشش بشی وقتی داره میره حقش رو بگیره تا تو هم جلو رفته باشی من کاری به حق کارگر ها ندارم من حق خودم رو میخوام وقتی اینطوری فکر کنی وقتی ببینی تو کفه ترازو حق ات رو میخوای بیشتر میرزه یا شکنجه زندان مرگ و کفه ترازو به سمت حق ات چرخید برو تو خیابون برو تو تغییر رو انجام دادی فقط باید نشونن بدی

نوشته شده توسط سعید

آوریل 26, 2010 در 16:13

نوشته شده در Uncategorized

13 پاسخ

با استفاده از RSS در دیدگاه‌ها مشترک شوید.

  1. سعید
    کلا گرفتم چی می خوای بگی
    و درست هم می گی
    اما می شه غلط املایی گرفت ازت
    کاری به حق کارگر ها ندارم من حق خودم رو میخوام
    منظورت رو تو این جمله خیلی دقیق گفتی
    اما ، اما داره
    همه ، باید حق همه رو بخوایم
    همه با هم
    اما خیابون ، رو این یکی باید زیاد فکر کرد
    هزینه دادن ، و به دست آوردن
    معادله ی درستیه
    اما به شرط حساب احتمالات
    وقتش الانه ؟
    تضمین هست ؟ به ازای چند کشته ی دیگه ، آزادی ، محتوم می شه ؟
    بی گدار نباید به آب زد

    صدا

    آوریل 26, 2010 در 20:02

  2. adamizad ba hame chi tatbigh peyda mikone..hatta in chiza..man mage nabudam?***una***mage nabudan..?dar barabare dastavard,hich hazinei nadare…yadete migofti bachehashun chi?man migoftam bachehashunam khune maro mimakan?hahahahaha..baba montabegh..in refighetam bichare kheili shoote..tu thailand alan 2-3 mahe kafe khiabin neshastan tekkun nemikhoran..shoma shab mirin khune fardash mirin sare kar.vaghtesh hamishas..adamesh to nisti.be eza chand koshteye dige?june to kafie.tazminesham tu un komodas ke tush ghayem mishi.bala berin paeen biain hamine.31 sale.hala hei geste tahlilgari begirin.man hanuzam migam age un khuna nabud ma alan haminam nabudim.

    motad

    آوریل 26, 2010 در 21:08

  3. نه تحلیل بلدم بکنم نه اینکه خبریه معتاد من احساسات با مزه است اره اگه اون خونها نبود قبول ولی داره من رویصحبتم با اینکه یکار کنیم نیست با اینه که اقا نشین پشت میزت بقیه رو بفرست تو خیابون و خودت رفتی تو خیابون ناظر باش و اینکه خونی اگاهانه میره تصویر قربانی شدن خود خواسته این که کسی به این فکر برسه دیگه یک نیرو بزرگ به وجود میاد و این خیلی خوبه اما نباید بقیه رو خر کرد که بیفتند جلو به دلیل اینکه این هم همون سیاه بازی چه این سمت باشه چه اون سمت
    خون من یا تو با بقیه برابر هست چس اگه میگیم باید خون داد باید اون جلو باشی نه یکی دیگه رو هل بدی جلو که خون داده باشی حالا برای چی خیابون ها اروم شد چون هر کدوم یکی دیگه رو می خوایم هل بدیم
    صدا میگم نیست چون خودم خون نمیدم من اون حق خاص رو دور زدم واینکه باید این باور این روحیه با فکر بیاد و ما دنبال احساسی کردن و حماس کردنیم البته این روحیه داستانی در مابوده روحیه حسین وار سیاوش وار

    سعید

    آوریل 27, 2010 در 02:47

  4. من هنوز مطمئن نیستم دیکته بتونم ده بگیرم

    سعید

    آوریل 27, 2010 در 02:52

  5. رفیق سبز من ، شاید با محتوای نوشته ات موافق باشم . و شاید اگه بخوام روراست باشم از اون دست نوشته هاست که با خوندن اش می خوای زودتر روزهای خیابونی برگرده و سربندت رو ببندی و… با روز کارگر هم موافقم ،هرچند کمی از اومدن اش وحشت دارم . ولی ببین با نوع نوشتنت به شدت مخالفم .ما در جریان جنبش یاد گرفتیم که همدیگه رو خورد نکنیم.و مخصوصا من معتقدم که جنبش ما مال یک طبقه خاص نیست و نباید باشه .شعار نمی دم که ما همه و تک تک ادم ها و …هرچند که باید قبول کنیم که اکثریت جنبش آدم های طبقه متوسط و یه نیم طبقه بالا و پائین اون هستند! نما یاد گرفتیم سر همدیگه غر نزنیم . اگه یکی می خواد پشت کامپیوتر اش بشینه و شعار بده ،خب بذار بده . مگه نه که ما بیشماریم؟هرکی تا هر جایی که می تونه همراهی کنه . من به شخصه چاکر همه ی سبز ها هم هستم . حتی اونی که فقط با ای پاد اش سراومد زمستون گوش می کنه و با خودش فکر می کنه که ایول خودم !زمستون رو سر آوردم.

    شیما

    آوریل 27, 2010 در 05:20

  6. آدم های حساس بهتر است از سیاست به دور باشند.

    حسن

    آوریل 27, 2010 در 07:23

  7. دوره سبز ها گذشته روز های خیابون برگرده نه چشمامون رو بهم بزاریم 3 سال دیگه گذشته
    در ضمن جنبش؟؟ یزهای بهتری نیست برای پیگیری

    سعید

    آوریل 27, 2010 در 18:43

  8. ادمهای حساس دور نمی تونن باشند حتی اگر براشون بهتر نباشه

    سعید

    آوریل 27, 2010 در 18:47

  9. جوونای نسل من و شما تجربه ی مبارزه رو نداشتن
    و این یه جور مشقه براشون

    همیشه سر و صدا نشون دهنده ی رشد و پیشروی نیست
    گاهی سکوت(و نه رکود)می تونه چاره ساز باشه

    بعضی چیزا هم بهتره قاطی نشن
    مثلا میشه من آی پاد داشته باشم و وقتی یه بچه ی 5 ساله میبینم تو مترو که مانتو مو می کشه که ازش فال بخرم دلم به درد بیاد
    ازش یه فال می خرم اما 200 تومنی که من بهش می دم کودکیشو بهش بر می گردونه؟؟؟
    نه
    اما من و تو و نسل ما می خواد که بهتر زندگی کنه
    فقط همین
    نه شعار می خواد
    نه دیگه گول می خوره
    اتفاقا این سکوت اخیر بیشتر نشون می ده که می خوایم حرکت عجولانهای انجام نشه
    خونی ریخته نشه

    در کل صبر و امیدواری لازمه ی این روزاست
    به امید روزای بهتر

    باران بهار

    آوریل 27, 2010 در 21:37

  10. سعید جان اول بگم که من تکلیفم با خودم مشخص نیست، پس زیاد این حرفمو جدی نگیر…دوست من مردم بریزن تو خیابون که چی‌ بشه؟ خون بدن که چی‌ بشه؟ میدونی‌ که تو یه فضای ملتهب و پر از خشونت طرف وحشی تر برندست…متاسفانه تو این فضای پر از احساسات هر حرفی‌ به غیر از ادامه این راهی‌ که الان مردم پیش گرفتن را زدن خیانت محسوب می‌شه و با هوچی گری سرکوب می‌شه. بر خلاف تو فکر می‌کنم‌ای کاش همه از تو خیابون به پشت کامپیوتر‌ها میامدن ، تحقیق میکردن ، چیز میخوندن، با دنیای متمدن آشنا می‌شدن و با هم حرف میزدن و از هم یاد میگرفتن…شاید حداقل اینجوری میتونستن یه هدف مشترک و قابل دسترس داشته باشن و برای اون تلاش کنن، به شخصه فکر می‌کنم با این به خیابون ریختن‌ها و هزینه دادن‌ها در نهایت چیزی دست گیر مردم نخواهد شد . من با کامل تأسف باور ندارم که عامه مردم ما درد آزادی و دموکراسی داشته باشند. این فقط نظر منه در نهایت مردم کار خودشون را انجام میدن ،فقط امیدوارم که برخی‌ اوقات به حافظه تاریخی‌ خودشون هم رجوع کنن

    Aidin

    آوریل 28, 2010 در 05:40

  11. عمو ایدین من حرفام یزی غیر از حرف تو نیست با یکسری تغییرات من نمیگم بریزین تو خیابون من نمیگم جنجال کنیم من نمی گم راه سکوت بده یا خوبه من میگم پشت کامپیوتر عامه نیستند دغدغه مردم عامه دغدغه پشت کامپیوتر نیست من میگم ما نمیفهمیمشون درکشون نمی کنیم چیزی که ما میخوایم با اونها فرق میکنه و ما نباید برای خواست هامون اونها رو هل بدیم جلو میگم باید بتونیم یکی شدن رو تمرین کنیم نه یک فرد یک ستاد ما یک ستاد باشیم هدفمند باشیم

    سعید

    آوریل 28, 2010 در 09:10

  12. فرض کن می خوای به یکی بگی : کس ننت ، اما می خوای اینو با رعایت احترام کامل و بدون اینکه طرف ناراحت بشه یا بهش بربخوره بگی
    حالا حکایت این جنبشه ، به هر حال طرف میزنه تو گوشت

    علی خ

    آوریل 29, 2010 در 14:40

  13. Imagine there’s no heaven
    It’s easy if you try
    No hell below us
    Above us only sky
    Imagine all the people
    Living for today…

    Imagine there’s no countries
    It isn’t hard to do
    Nothing to kill or die for
    And no religion too
    Imagine all the people
    Living life in peace…

    You may say I’m a dreamer
    But I’m not the only one
    I hope someday you’ll join us
    And the world will be as one

    Imagine no possessions
    I wonder if you can
    No need for greed or hunger
    A brotherhood of man
    Imagine all the people
    Sharing all the world…

    You may say I’m a dreamer
    But I’m not the only one
    I hope someday you’ll join us
    And the world will live as one

    زی زی

    آوریل 30, 2010 در 19:48


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.