سر کوچه(دسترسي به راحتي مقدور نيست)

به sr82.wordpress نقل مکان کردم

شرافت

leave a comment »

بانو سياه پوش

در سوگ مهريه مرده اش

تن فروشي مشروع

بستر سازي با بهار سكه

خزان روسپي

بي سكه

Advertisements

Written by سعید

دسامبر 5, 2010 at 20:25

نوشته شده در Uncategorized

سراب واقعیت

with 17 comments

تو مالک من شده ای

مثل عشق ایرلندی ها به زمین

سرزمین من

با من بمان

به اغوش ات می کشم

بر خاک ات بوسه می زنم

بارور ات می کنم

رنجهایت را سهیم هستم

خشکسالی را با هم می گذرانیم

کودکانی که راه خویش را می روند

بچه هایمان نام گذاشتیم

عشق من

Written by سعید

مه 4, 2010 at 14:28

نوشته شده در Uncategorized

شادی صدر

with 13 comments

زنها دوست دارن التماس بشنوند او خامی کرده بود که دنبال این پیرزنان انقدر موس موس کرده بود

ماریو بارگاس یوسا

گفتگو در کاتدرال

Written by سعید

مه 1, 2010 at 17:39

نوشته شده در Uncategorized

پیشروی

with 2 comments

قايق ات به گل نشسته

نوشته بودي کشتي

عمق اب را نسنجيده بودي

 به پرده سبز تجاوز کردی 

سرخ شد

Written by سعید

آوریل 29, 2010 at 21:12

نوشته شده در Uncategorized

23درجه

with 14 comments

یکسری انسان تو خیابان مردن با گلوله بخاطر رای حق ازادی زندگی اره بخاطر زندگی مردن هر تغییر بهای خودش رو داره و اگر تو پرداخت نکنی اون میگیره وقتی مجبور باشی تغییر کنی پس حتی برای اصلاحات هم بها باید داد خون باید داد؟ ما نمی خواستیم بدین واقعا می خواستین خون بدین؟اصلا باور کرده بودین چه اتفاقی داره میفته؟ باور کرده بودین که در همین نزدیکیست؟ خوب ولی شما تغییر می خواستین و باید بها می دادین اره خیلی سخته دیدن مرگ انسانهای بی گناه شکنجه جوان هایی که دوست بودن یا می تونستند دوستت باشند باتوم زندان همه و همه اینها بهاست پیشکشی به راه زندگی

 

حالا اون روز ها گذشته و شما بوی خون رو شنیدین رنگ سزخش رو صدای شکنجه فریاد های تجاوز رو احساس کردی نزدیکه در همین نزدیکی

ببین کسی پشت کامپیوتر شخصی اش انقلاب نکرده کسی تا حالا ندیده یک تیم فوتبال با تک روی ببره تیم باید تیم باشه

 داد می زدید هر فرد یک ستاد پس بر سر هماهنگی تیم بودن اتحاد چه امد صداتون چرا تو تاکسی تو اتوبوس تو تاکسی شنیده نمیشه اخ یادم نبود که داری تو ای پادت داری اهنگ جان لنون گوش می کنی حالا دیگه نیروی سبزتون کجا رفته ؟؟

روز کارگر و داد میزنی یاد حقوق کار گر سختی زندگیش افتادی بابا بی خیال شوخی نکن دیدین اون چیز ها وحشتناکه مرگ شکنجه زندان حالا باید یکسری دیگه رو بفرستین جلو دنبال گوشت قربانی هستین که به کارگر ها گیر دادین کی بهتر از اونها شما ای پاد داری ولی شاید اون ندونه ای پاد چی هست اون چیز های کمتری نسبت به شما برای از دست دادن داره پس بهتره اون بیفته جلو وشما هولش بدید

و شما پشت کامپیوترتون شعار بدید بی خطر در حاشیه یک امنیت

نه به من میخوره نه به تو وقتی داری ایران زمین رو بالا پایین می کنیم وقتی از تو ماشین با هم تلفن ردو بدل می کنیم وقتی ای پاد گوش می کنیم وقتی لباس هات یه بوتیکه ما حق نداریم در مورد کارگرها حرف بزنیم وقتی تو فیس بوک داریم خاله زنک بازی در میاریم وقتی تو وبلاگ دری وری می نویسم

عجب هیجانی داره فریاد به زبان انسانهای اولیه با سنگ و تخریب ما بد حرف زدیم یا اونها نشنیدن حالا داریم خیابانی میشیم به خیابان خوش اومدین تا حالا ندیده بودین از مرگ باکره بودین باتوم پرده هاشو درید با گلوله با دعوا گله ای

از پشت کامپیوتر کسی اصلاح نکرده اصلاحات تو خیابان باید انجام بشه و بهای این تغییرا ت رو باید نقد داد باید بیاین تو خیابون باید بدونی که میمیری باید بدون یک با یک برابر است تو به حقوق کارگر چه کار داری اگه کار داری برو شونه به شونه اش حقش رو کمک کن بگیره نه اینکه سوار دوشش بشی وقتی داره میره حقش رو بگیره تا تو هم جلو رفته باشی من کاری به حق کارگر ها ندارم من حق خودم رو میخوام وقتی اینطوری فکر کنی وقتی ببینی تو کفه ترازو حق ات رو میخوای بیشتر میرزه یا شکنجه زندان مرگ و کفه ترازو به سمت حق ات چرخید برو تو خیابون برو تو تغییر رو انجام دادی فقط باید نشونن بدی

Written by سعید

آوریل 26, 2010 at 16:13

نوشته شده در Uncategorized

خاطره

with 7 comments

بهار

شکوفه

دروغ تجدید حیات

مثل پارسال

Written by سعید

آوریل 24, 2010 at 08:38

نوشته شده در Uncategorized

حال استمراری

with 4 comments

اینجا یکسری اتفاق نمی افتد

 ما یکسری اتفاق هستیم که اینجا افتاده ایم

Written by سعید

آوریل 23, 2010 at 19:46

نوشته شده در Uncategorized